ترجمه "preventer" به فارسی

مانع, بازدارنده, جلو گیری کننده بهترین ترجمه های "preventer" به فارسی هستند.

preventer noun دستور زبان

(nautical) An arrangement, made with ropes and blocks, that prevents the boom of a sailing boat from performing a jibe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مانع

    But it was not distrust that prevented him from submitting the Lyrics.

    اما آنچه مانع ارسال غزلها به سردبیران شد بیاعتمادی نبود.

  • بازدارنده

    I can only plead the disadvantages of my education and a temperamental slothfulness that prevents me from doing the work.

    فقط میتوانم کاستیهای تحصیلاتم و کاهلی درونیام را به عنوان عامل بازدارنده در این راه ذکر کنم

  • جلو گیری کننده

  • پشت بند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preventer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "preventer" با ترجمه به فارسی

  • بازدار · بازدارنده · بازماندگی · جلوگیر · جلوگیرانه (preventative هم می گویند) · داروی پیشگیر (prophylactic هم می گویند) · مانع · پیشگیرانه · پیشگیری · پیشگیری کننده
  • (بیماری) پیشگیری · (نادر) وسیله ی پیشگیری یا جلوگیری · بازداری · جلوگيرى · جلوگیری · ممانعت · منع · پیشگیری
  • prevent
  • ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
  • پیشگیری از خودکشی توافقی
  • اقدام احتیاطی ی · بازماندگی · جلو گیری کننده · داروی جلوگیری · دافع · مانع · پیشگیری کننده
  • پیشگیری از حادثه
  • پیشگیری پزشکی
اضافه کردن

ترجمه های "preventer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه