ترجمه "prevalent" به فارسی
متداول, شایع, مرسوم بهترین ترجمه های "prevalent" به فارسی هستند.
prevalent
adjective
دستور زبان
Widespread or preferred. [..]
-
متداول
adjectiveWhy is deception so prevalent today, and what form may it take?
چرا فریب و نیرنگ بسیار متداول شده است و به چه اَشکالی نمایان میشود؟
-
شایع
adjectiveis still very prevalent. In fact it's so prevalent
هنوز شایع هست. در حقیقت آنقدر شایع هست که
-
مرسوم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- رایج
- فراوان
- غالب
- رايج
- پرزورتر
- عمده
- مملو
- قوی
- باب
- (بیماری) شایع
- (نادر) موثرتر
- رواج دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prevalent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prevalent" با ترجمه به فارسی
-
استیلا · درجه شیوع · شیوع · عمومیت · غلبه · نفوذ
-
بطور شایع · عموما
-
ابتلا · بروز بيماري · رخداد بيماري · شيوع بيماري
-
استیلا · درجه شیوع · شیوع · عمومیت · غلبه · نفوذ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن