ترجمه "prickliness" به فارسی
زنندگی, حالت چیز خاردار, پر خاری بهترین ترجمه های "prickliness" به فارسی هستند.
prickliness
noun
دستور زبان
The state or quality of being prickly. [..]
-
زنندگی
-
حالت چیز خاردار
-
پر خاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prickliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prickliness" با ترجمه به فارسی
-
خشخاش بیابانی
-
کاکتوس
-
کاهوئک
-
کوسه خارشی
-
اسفناج
-
(گیاه شناسی) زبان گنجشک خاردار (جنس Zanthoxylum از خانواده ی rue - از درختچه های بومی امریکای شمالی)
-
رجوع شود به miliaria
-
بدخلق · خاردار · خارش آور · خارنده · زبر · سوزن سوزن شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن