ترجمه "prickly" به فارسی

زبر, خاردار, بدخلق بهترین ترجمه های "prickly" به فارسی هستند.

prickly adjective adverb دستور زبان

Covered with sharp points. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبر

    adjective
  • خاردار

    adjective

    You know nothing about bees or royal jelly or prickly ash.

    شما هيچي در مورد زنبورها يا مرباي سلطنتي يا زبان گنجشک خاردار نمي دونيد.

  • بدخلق

    'Yes? ' 'Hudson can be pretty prickly.'

    بله هادسن ادم بدخلق و اخمویی است

  • ترجمه های کمتر

    • خارنده
    • خارش آور
    • سوزن سوزن شونده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prickly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "prickly"

عباراتی شبیه به "prickly" با ترجمه به فارسی

  • خشخاش بیابانی
  • کاکتوس
  • کاهوئک
  • کوسه خارشی
  • اسفناج
  • (گیاه شناسی) زبان گنجشک خاردار (جنس Zanthoxylum از خانواده ی rue - از درختچه های بومی امریکای شمالی)
  • رجوع شود به miliaria
  • (گیاه شناسی) زبان مادر شوهر (جنس Opuntia) · انجير تيغي · اپونتیا فیکوس اندیکا · رجوع شود به nopal · میوه ی گلابی شکل این گیاه (که خوراکی است)
اضافه کردن

ترجمه های "prickly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه