ترجمه "prickle" به فارسی

خار, سوزش, تیغ بهترین ترجمه های "prickle" به فارسی هستند.

prickle verb noun دستور زبان

A small, sharp pointed object, such as a thorn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خار

    noun
  • سوزش

    noun

    He could feel a burning, prickling feeling in the inner corners of his eyes.

    گوشهی چشمهایش به سوزش افتاده بود.

  • تیغ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خاریدن
    • خسک
    • خلاندن
    • سرتیز
    • خراشیدن
    • خس
    • شوک
    • (با چیزی خار مانند) خراشاندن
    • (گیاه) تیغ
    • احساس اثر خار یا تیغ و غیره
    • احساس زبری
    • احساس زبری داشتن
    • خراش کوچک
    • رجوع شود به tihgle
    • سوزن سوزن
    • موجب ناراحتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prickle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prickle" با ترجمه به فارسی

  • احساس سوزن سوزنی یا تیغ تیغی · زننده · سوزش دار
  • خارها · خارهاي گياهي · پريكلها
اضافه کردن

ترجمه های "prickle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه