ترجمه "pricker" به فارسی

خراشنده, درفش, سرتیز بهترین ترجمه های "pricker" به فارسی هستند.

pricker noun دستور زبان

One who pricks [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراشنده

  • درفش

    noun
  • سرتیز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تیغ
    • خراش کوچک
    • رجوع شود به prickle
    • موجب ناراحتی
    • هر چیزی که می خراشد یا سوراخ می کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pricker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pricker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه