ترجمه "priestly" به فارسی

کشیشی, کشیشانه, وابسته به یا در خور کشیش بهترین ترجمه های "priestly" به فارسی هستند.

priestly adjective دستور زبان

of or relating to priests; order of the priests; high religious position [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشیشی

    I can never again approach my priestly duties in the same light, with the same zeal.

    هرگز نمیتوانم به وظایف کشیشی خود با همان روشنبینی و همان شور و شوق ادامه دهم.

  • کشیشانه

  • وابسته به یا در خور کشیش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " priestly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "priestly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "priestly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه