ترجمه "prill" به فارسی
حبه, ساچمه, تکه ی کوچک بهترین ترجمه های "prill" به فارسی هستند.
prill
verb
noun
دستور زبان
The agglomerate material produced by prilling. [..]
-
حبه
-
ساچمه
-
تکه ی کوچک
-
حبه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prill " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن