ترجمه "prim" به فارسی

یاسم, بدوی, اولیه بهترین ترجمه های "prim" به فارسی هستند.

prim adjective verb noun دستور زبان

To make affectedly precise or proper. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاسم

    adjective
  • بدوی

  • اولیه

  • ترجمه های کمتر

    • نخستین
    • خشک و رسمی
    • خود را گرفتن
    • خیلی محتاط
    • رسمی وخشک
    • شق و رق
    • قیافه ی خشک و رسمی به خود گرفتن
    • مبادی آداب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prim
+ اضافه کردن

"Prim" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prim در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "prim" با ترجمه به فارسی

  • رییس الوزرا · نخست وزیر
  • خود گیری · خودنمایی · دقت · موقر نمایی
اضافه کردن

ترجمه های "prim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه