ترجمه "prig" به فارسی
دزد, زنکه, مردکه بهترین ترجمه های "prig" به فارسی هستند.
prig
verb
noun
دستور زبان
(UK) A petty thief or pickpocket [..]
-
دزد
nounnot like a common prig, without no honour nor glory!
نه همچون یک آفتابه دزد معمولی بدون هیچ افتخار و عظمتی توی کشتی سوارش کنند؟
-
زنکه
-
مردکه
-
ترجمه های کمتر
- برجستگی
- مغرور
- (اسکاتلند) چانه زدن
- (انگلیس - خودمانی) جیب بر
- (انگلیس - خودمانی) دزدیدن
- (در اصل) آدم ناخوشایند
- (مهجور) ملانقطی
- به جیب زدن
- جانماز آب کش
- جیب بری کردن
- خشکه مقدس
- دله دزد
- شخص منفور
- متظاهر به ادب و اخلاق
- مذهبی نما
- نکته گیر
- کش رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن