ترجمه "princely" به فارسی
شاهانه, عالی, سخی بهترین ترجمه های "princely" به فارسی هستند.
princely
adjective
adverb
دستور زبان
Relating to a prince. [..]
-
شاهانه
But I am one of those that never take on about princely fortunes
اما من یکی از آن کسانم که هیچ وقت دنبال ثورت شاهانه نبودهام
-
عالی
adjectiveThanks very much, prince, for your kind interest
از توجه عالی شما نسبت خودم بسی متشکرم.
-
سخی
-
ترجمه های کمتر
- شهسان
- شهسوار
- پرشوکت
- سخاوتمند
- سخاوتمندانه
- شکوهمند
- پرشکوه
- مجلل
- باشکوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " princely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "princely" با ترجمه به فارسی
-
مسافر کوچولو
-
عیسی مسیح
-
(شاه یا ملکه) پسر ارشد
-
(گیاه شناسی) تاج خروس (Amaranthus hybridus erythrostachyus)
-
شیطان · مالک دوزخ
-
عنوان ولیعهد انگلیس
-
جزیره ی پرینس ادوارد (در جنوب شرقی کانادا)
-
سید الشهدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن