ترجمه "princess" به فارسی
شاهدخت, پرنسس, (در اصل) ملکه بهترین ترجمه های "princess" به فارسی هستند.
princess
noun
دستور زبان
The female monarch, or wife of a ruler, of a principality. [..]
-
شاهدخت
nounfemale member of royal family
But every once in a while there's a day when I don't have to be a princess.
اما هر از گاهی یه روزی میاد که من لازم نیست شاهدخت باشم.
-
پرنسس
There'll be no escape for the princess this time.
پرنسس این بار دیگه نمی تونه فرار کنه.
-
(در اصل) ملکه
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) دختر لوس
- (عامیانه) زن خوب
- (وابسته به) روپوش بلند زنانه
- زن پرفیس وافاده
- سلطان مونث
- شازده دختر
- شاهزاده خانم
- همسر شاهزاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " princess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Princess
proper
The title of a princess. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Princess" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Princess در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "princess" با ترجمه به فارسی
-
پالونیای شهبانو
-
(مونث) ولیعهد · همسر ولیعهد · ویسدخت
-
دختر ارشد شاه (یا ملکه)
-
شاهزاده مونونوکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن