ترجمه "probation" به فارسی

(آموزش و پرورش - حقوق) آزادی مشروط, (استخدام جدید وغیره) دوره ی آزمایشی, (در اصل) آزمایش دقیق بهترین ترجمه های "probation" به فارسی هستند.

probation noun دستور زبان

A period of time when a person occupies a position only conditionally and may easily be removed for poor performance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (آموزش و پرورش - حقوق) آزادی مشروط

  • (استخدام جدید وغیره) دوره ی آزمایشی

  • (در اصل) آزمایش دقیق

  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) اثبات
    • تعلیق مراقبتی
    • تيح الص شيامزاو راتفر نسح شيامزا
    • رفتار سنجی
    • مجازات تعلیقی
    • کار سنجی
    • کارایی سنجی
    • کند و کاو دقیق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " probation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Probation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش حسن رفتار

عباراتی شبیه به "probation" با ترجمه به فارسی

  • آزادسازی زندانی به قید ضمانت
  • ازمایشی · امتحانی · مبنی برازمایش
  • گواهی حصر وراثت
  • (حقوق) دادگاه وصایای وارث
  • (حقوق) · تصدیق صحت وصیت نامه · رونوشت مصدق وصیت نامه · محاکمه کردن · گواهی انحصار وراثت · گواهی حصر وراثت
  • دفتر ثبت انحصار وراثت
  • گواهی انحصار وراثت
  • (حقوق) مامور نظارت بر مجرمان مشمول آزادی مشروط · مبصر زندان · کارمند رفتار سنجی
اضافه کردن

ترجمه های "probation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه