ترجمه "probity" به فارسی
درستکاری, درستی, امانت بهترین ترجمه های "probity" به فارسی هستند.
probity
noun
دستور زبان
integrity [..]
-
درستکاری
nounThe deposit honestly restored, the probity of the confession these were good.
امانتی که با درستکاری باز پس داده شده بود، صداقتی که به اعترافش واداشته بود بسیار خوب بود.
-
درستی
-
امانت
-
پاکدامنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " probity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن