ترجمه "procedural" به فارسی
شیوی, آیین نامه ای, مربوط به طرز عمل بهترین ترجمه های "procedural" به فارسی هستند.
procedural
adjective
noun
دستور زبان
Related to procedure. [..]
-
شیوی
-
آیین نامه ای
-
مربوط به طرز عمل
-
ترجمه های کمتر
- نظام نامه ای
- وابسته به آیین دادرسی
- وابسته به شیوه ی کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procedural " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Procedural
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Procedural" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Procedural در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "procedural" با ترجمه به فارسی
-
رویه حکمیت، اداره امور
-
آئین دادرسی کیفری
-
روشهای تحلیلی
-
تشریفات زائد
-
روشهای رسیدگی حسابرسی
-
روش کار · رویه
-
آیین دادرسی · آیین نامه · اسلوب عملکرد · اصول محاکمات · دستورالعمل · روال · روش · روند · رویه · شیوه · طرز عمل · فراروند · نظام نامه · پردازه · گواسه
-
روشهای حسابداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن