ترجمه "proconsul" به فارسی
حاکم, (روم باستان) استاندار و فرمانده ی لشکر استان بهترین ترجمه های "proconsul" به فارسی هستند.
proconsul
noun
دستور زبان
(in ancient Rome) A magistrate who served as a consul and then as the governor of a province [..]
-
حاکم
adjective noun -
(روم باستان) استاندار و فرمانده ی لشکر استان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proconsul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proconsul
Proconsul (genus)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Proconsul" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proconsul در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "proconsul" با ترجمه به فارسی
-
سمت یا اداره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن