ترجمه "procrastinatingly" به فارسی

بطفره, بمسامحه, بدفع الوقت بهترین ترجمه های "procrastinatingly" به فارسی هستند.

procrastinatingly adverb دستور زبان

With procrastination.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطفره

  • بمسامحه

  • بدفع الوقت

  • تعلل کنان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " procrastinatingly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "procrastinatingly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه