ترجمه "progressively" به فارسی
تدریجا, بطور تصاعدی, بطور پیشرونده سا ترقی کننده بهترین ترجمه های "progressively" به فارسی هستند.
progressively
adverb
دستور زبان
in a progressive manner [..]
-
تدریجا
because it demonstrates that things were changing slowly and progressively,
زیرا نشان می دهد که تغییرات ما جز به جز، تدریجا به آهستگی انجام شده است و
-
بطور تصاعدی
-
بطور پیشرونده سا ترقی کننده
-
ترقی خواهانه
were progressive even by contemporary standards.
حتی بر اساس معیارهای معاصر هم پیشرو و ترقی خواهانه محسوب میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " progressively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "progressively" با ترجمه به فارسی
-
حزب ترقیخواه صباح
-
حزب پیشروی کار
-
حزب مترقی خلق کارگر
-
کار در جریان
-
اندازه گیری پیشرفت
-
(حساب) تصاعد عددی · تصاعد حسابی · فرایازی حسابی
-
(ریاضی) تصاعد توافقی · تصاعد همساز · فرایاز هماهنگ
-
کار در حال پیشرفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن