ترجمه "prohibit" به فارسی

قدغن کردن, ممنوع کردن, منع کردن بهترین ترجمه های "prohibit" به فارسی هستند.

prohibit verb دستور زبان

(transitive) To forbid, disallow, or proscribe; to make illegal or illicit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدغن کردن

    verb

    She prohibited any talking aloud for a year

    همینطور به مدت یک سال بلند حرف زدن را در خانه قدغن کرد.

  • ممنوع کردن

    verb

    The chairman has already prohibited the use of the therapy machines.

    مدير قبلا استفاده از ماشين معالجه رو ممنوع کرده.

  • منع کردن

    verb

    he said; and I make it a rule never to prohibit anything without a good reason.

    قانون من آن است که هرگز کسی را بدون دلایل کافی نباید از کاری منع کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • بازداشتن
    • باز داری کردن
    • بازداشتن از
    • بازمان کردن
    • بژکم کردن
    • جلوگیری کردن
    • رد کردن
    • قائل نشدن
    • مانع شدن
    • ممانعت به عمل آوردن
    • ممانعت کردن
    • نهی کردن
    • وتو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prohibit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prohibit
+ اضافه کردن

"Prohibit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prohibit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "prohibit" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) حکم دادگاه اصلی به دادگاه فرعی (مبنی بر خودداری از رسیدگی به دادخواهی بخصوص) · حکم تعلیق دادرسی
  • بطور جلو گیری کننده · چنانکه بواسطه گزافی اجازه سوداگری راندهد
  • (بها) گران · باز مانگر · بازدارنده · منع کننده · کمرشکن · گزاف
  • (امریکا - P بزرگ) قانون منع تولید و فروش و مصرف نوشابه های الکلی (از سال 0291 تا 3391) · (امریکا) ممنوعیت فروش مشروبات الکلی · بازداری · بازمان · بژکم · تحریم · تخطئه · ترک · قدغن · ممانعت · ممنوعیت · ممنوعیت الکل · منع
  • ممنوع · ممنوع شده · ممنوعه · منع شده · نامشروع
  • ممنوع · ممنوع شده · ممنوعه · منع شده · نامشروع
اضافه کردن

ترجمه های "prohibit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه