ترجمه "promiser" به فارسی

متعهد, قول دهنده بهترین ترجمه های "promiser" به فارسی هستند.

promiser noun دستور زبان

One who promises, one who makes promises. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متعهد

    because the world's leaders have promised to deliver them.

    چون رهبران جهان متعهد شده اند آنها را محقق کنند.

  • قول دهنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promiser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "promiser" با ترجمه به فارسی

  • اسمان · بهشت · بهشت برین · خدا · سپهر · فردوس · قدرت پروردگار · گردون
  • امید بخش · امیدوار کننده · فرخ · نوید بخش · نوید دهنده · نیک پی · پرآتیه
  • (عامیانه) موکدا گفتن · (قدیمی) قول ازدواج دادن · آتیه دار · اطمینان دادن · امید · تعهد · تعهد کردن · حاکی بودن · خبر از چیزی دادن · دارای آینده ی خوب · عهد · عهد کردن · قول · قول دادن · میثاق · نشانه ی چیزی بودن · نوید · نوید دادن · وعده · وعده دادن · پیش گویی کردن · پیمان
  • ارض موعود (رجوع شود به Promised Land)
  • سرزمین اسرائیل · سرزمین موعود · کنعان
  • دارای آیندۀ خوب
  • (حقوق) عهدشکنی · خلف وعده · زیر قول خود زدن · عهدشکنی · قول شکنی (به ویژه قول ازدواج) · نقض قول
  • (عامیانه) موکدا گفتن · (قدیمی) قول ازدواج دادن · آتیه دار · اطمینان دادن · امید · تعهد · تعهد کردن · حاکی بودن · خبر از چیزی دادن · دارای آینده ی خوب · عهد · عهد کردن · قول · قول دادن · میثاق · نشانه ی چیزی بودن · نوید · نوید دادن · وعده · وعده دادن · پیش گویی کردن · پیمان
اضافه کردن

ترجمه های "promiser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه