ترجمه "promissory" به فارسی
پیمانی, تعهدی, وابسته به قول و قرار بهترین ترجمه های "promissory" به فارسی هستند.
promissory
adjective
دستور زبان
Containing or consisting of a promise. [..]
-
پیمانی
-
تعهدی
-
وابسته به قول و قرار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " promissory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "promissory" با ترجمه به فارسی
-
سفته
-
سفته · لوق اي دهعت هب هتسباو تشاداي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن