ترجمه "promontory" به فارسی

دماغه, سنگپوز, برآمدگی بهترین ترجمه های "promontory" به فارسی هستند.

promontory noun دستور زبان

A high point of land extending into a body of water, headland; cliff. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دماغه

    noun

    like two long promontories thickly wooded on top.

    مثل دو دماغه طویل که بالای آنها بیشه انبوه رسته باشد.

  • سنگپوز

    prominent mass of land that overlooks lower-lying land or a body of water

  • برآمدگی

  • ترجمه های کمتر

    • رأس
    • کوهپوز
    • راس
    • (جغرافی) سنگپوز
    • (کالبد شناسی) جای برجسته
    • بیرون زدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " promontory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "promontory"

اضافه کردن

ترجمه های "promontory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه