ترجمه "promptness" به فارسی
عجله, چالاکی, توجه به جزئیات بهترین ترجمه های "promptness" به فارسی هستند.
promptness
noun
دستور زبان
The habit or characteristic of doing things without delay. [..]
-
عجله
noun -
چالاکی
nounI had been saved by being prompt;
چستی و چالاکی از مرگ رهاییم بخشید
-
توجه به جزئیات
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " promptness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "promptness" با ترجمه به فارسی
-
نقطه انتشار فرمان
-
پنجره اعلان فرمان
-
فرمان بدون محدودیت
-
(آدم) وقت شناس (رجوع شود به punctual) · (بازرگانی) مهلت پرداخت · (تئاتر) سوفلوری · (تئاتر) سوفلوری کردن · (کامپیوتر) پیام واره · اشاره کردن · اعلان · انگیزاندن · برانگیختن · بلادرنگ · به جلو راندن · بيدرنگ · بی درنگ · تحریک کردن · تند · تهییج کردن · درست · سرساعت · سرموقع · سریع · سریع کردن · صف بستن · فرمان · فوری · قرار داد دارای ضرب الاجل · متن رسانی کردن · واداشتن · ورقه ی مهلت · پیام واره دادن · چست · یادآوری · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
-
اشاره · تلقین
-
برانگیختن
-
اشاره · تلقین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن