ترجمه "pronto" به فارسی

فورا, (امریکا- خودمانی) زود, بی معطلی بهترین ترجمه های "pronto" به فارسی هستند.

pronto adverb دستور زبان

Quickly, soon, promptly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فورا

    I hate to ruin your weekend, but I need you back here pronto.

    بدم میاد که آخر هفتت رو خراب کنم اما می خوام که فورا برگردی

  • (امریکا- خودمانی) زود

  • بی معطلی

  • مثل برق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pronto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pronto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه