ترجمه "propel" به فارسی
راندن, برانگیختن, (مثلا با پروانه ی هواپیما) پیش راندن بهترین ترجمه های "propel" به فارسی هستند.
propel
verb
دستور زبان
To cause to move in a certain direction. [..]
-
راندن
verb -
برانگیختن
verb -
(مثلا با پروانه ی هواپیما) پیش راندن
-
ترجمه های کمتر
- به جلو راندن
- تحریک کردن
- سوق دادن
- مجبور ساختن
- وادار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Propel
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Propel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Propel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "propel" با ترجمه به فارسی
-
(هواپیما) ملخ · (کشتی و هواپیما) پروانه · ملخ · ملخ در هواپیما · پروانه · پیشران
-
خودپرواز (self-propelling هم می گویند) · خودکششی
-
(هواپیما و موشک و غیره : رانده شونده توسط موتور جت) جت راند
-
ضدهوایی خودکششی
-
رجوع شود به propeller
-
آرپیجی
-
موشک سوخت مایع
-
شمع · ملخ هواپیما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن