ترجمه "propellant" به فارسی

عامل, دافع, (به ویژه باروت و غیره که پرتابه را به جلو می راند) پیشران بهترین ترجمه های "propellant" به فارسی هستند.

propellant adjective noun دستور زبان

anything that propels [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامل

    adjective noun
  • دافع

    adjective
  • (به ویژه باروت و غیره که پرتابه را به جلو می راند) پیشران

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propellant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "propellant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "propellant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه