ترجمه "propellant" به فارسی
عامل, دافع, (به ویژه باروت و غیره که پرتابه را به جلو می راند) پیشران بهترین ترجمه های "propellant" به فارسی هستند.
propellant
adjective
noun
دستور زبان
anything that propels [..]
-
عامل
adjective noun -
دافع
adjective -
(به ویژه باروت و غیره که پرتابه را به جلو می راند) پیشران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propellant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "propellant" با ترجمه به فارسی
-
(هواپیما) ملخ · (کشتی و هواپیما) پروانه · ملخ · ملخ در هواپیما · پروانه · پیشران
-
خودپرواز (self-propelling هم می گویند) · خودکششی
-
(هواپیما و موشک و غیره : رانده شونده توسط موتور جت) جت راند
-
ضدهوایی خودکششی
-
رجوع شود به propeller
-
آرپیجی
-
موشک سوخت مایع
-
شمع · ملخ هواپیما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن