ترجمه "propeller" به فارسی
پروانه, ملخ, پیشران بهترین ترجمه های "propeller" به فارسی هستند.
propeller
noun
دستور زبان
A mechanical device, with shaped blades that turn on a shaft, to push against air or water, especially one used to propel an aircraft or boat. [..]
-
پروانه
nounmechanical device used to propel
Its pilot and observer savagely pulled the propeller round, while we ranged nearer.
خلبان و کمک خلبان باعجله تمام، وحشتزده پروانه آن را میچرخاندند. ما نزدیکتر شدیم.
-
ملخ
nounfan that transmits rotational motion into thrust
You bought a propeller this morning, right?
شما امروز صبح يه ملخ هواپيما خريده ايد درسته ؟
-
پیشران
-
ترجمه های کمتر
- (هواپیما) ملخ
- (کشتی و هواپیما) پروانه
- ملخ در هواپیما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propeller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "propeller"
عباراتی شبیه به "propeller" با ترجمه به فارسی
-
خودپرواز (self-propelling هم می گویند) · خودکششی
-
(هواپیما و موشک و غیره : رانده شونده توسط موتور جت) جت راند
-
ضدهوایی خودکششی
-
رجوع شود به propeller
-
آرپیجی
-
موشک سوخت مایع
-
شمع · ملخ هواپیما
-
توپخانه خودکششی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن