ترجمه "proscenium" به فارسی

پیش صحنه, (تئاتر یونان و روم باستان) صحنه, بخش جلو پرده بهترین ترجمه های "proscenium" به فارسی هستند.

proscenium noun دستور زبان

(in a modern theater) The stage area between the curtain and the orchestra. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیش صحنه

    noun
  • (تئاتر یونان و روم باستان) صحنه

  • بخش جلو پرده

  • جلو صحنه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proscenium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "proscenium"

عباراتی شبیه به "proscenium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proscenium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه