ترجمه "prose" به فارسی
نثر, نثری, منثور بهترین ترجمه های "prose" به فارسی هستند.
prose
verb
noun
دستور زبان
Language, particularly written language, not intended as poetry. [..]
-
نثر
nounwritten language not intended as poetry [..]
She only reads prose.
او فقط نثر می خواند.
-
نثری
It was a wordy and inverted prose:
و در واقع نثری بود پیچیده و دراز نفس؛
-
منثور
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس -آموزش) تمرین ترجمه
- به صورت کسل کننده بیان کردن
- به نثر نوشتن
- خسته کننده
- سخن منثور
- سخن ناسروده (در برابر: شعر poetry)
- عاری از لطف
- ملال آور
- نثر نویسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prose" با ترجمه به فارسی
-
نثر مسجع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن