ترجمه "proscription" به فارسی

تبعید, تخطئه, ممنوعیت بهترین ترجمه های "proscription" به فارسی هستند.

proscription noun دستور زبان

A prohibition. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبعید

    noun

    Charles Evremonde, called Darnay, in right of such proscription, absolutely Dead in Law.

    لذا شارل اورموند معروف به دار نی، بر اساس نص صریح این تبعید از نقطه نظر قانون حق حیات نداشت.

  • تخطئه

    noun
  • ممنوعیت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ترک
    • حرام اعلام کردن
    • قدغن سازی
    • محرومیت از حمایت قانون
    • نفی بلد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proscription " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "proscription" با ترجمه به فارسی

  • دور سازنده · موقوف سازنده · نهی امیز
اضافه کردن

ترجمه های "proscription" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه