ترجمه "prosecute" به فارسی
(حقوق) تحت پیگرد قرار دادن, اقدام کردن, برخورد قانونی کردن بهترین ترجمه های "prosecute" به فارسی هستند.
prosecute
verb
دستور زبان
(transitive, law) To start civil or criminal proceedings against. [..]
-
(حقوق) تحت پیگرد قرار دادن
-
اقدام کردن
-
برخورد قانونی کردن
-
ترجمه های کمتر
- به عهده گرفتن
- به پایان رساندن
- تحت تعقیب (قانونی) قراردادن
- تعقیب کردن
- دادیاری کردن
- دنبال کردن
- عارض شدن
- وارد (کاری) شدن
- پیگیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prosecute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prosecute" با ترجمه به فارسی
-
قابل تعقیب
-
)هاگداد( ینوناق بيقعت رد یهاتوك
-
(امریکا) دادستان · دادستان · صاحب منصب پارکه · عضو دادسرا
-
(حقوق) پیگرد · اقدام · تعاقب · تعقیب قانونی · تعقیب کننده · خواهان · دادخواهی · دنبال کردن · شاکی · شکایت · پیگیری
-
تعقیب قانونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن