ترجمه "prostitute" به فارسی
فاحشه, جنده, روسپی بهترین ترجمه های "prostitute" به فارسی هستند.
prostitute
verb
noun
دستور زبان
A person who performs sexual activity for payment [..]
-
فاحشه
nouna person having sex for profit
-
جنده
nouna person having sex for profit
-
روسپی
nouna person having sex for profit
In journals which sold themselves, prostituted journalists, insulted the exiles of 1815.
بعض روزنامهنویسها روسپی در جراید مزدور، مطرودان 1815 را دشنام میگفتند:
-
ترجمه های کمتر
- لوند
- مزدور
- فاجره
- قحبه
- لگوری
- کشنحان
- کنفاله
- گلنده
- کونی
- (به ویژه در مورد نویسنده و هنرمند) خود فروشی کردن
- به فاحشگی واداشتن
- بی مقدار کردن
- جنده کردن
- جندگی کردن
- خود فروش
- روسپی گری کردن
- فاحشگی کردن
- مزدوری کردن
- همجنس باز پولی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prostitute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "prostitute"
عباراتی شبیه به "prostitute" با ترجمه به فارسی
-
بی مقدار سازی · تنفروشی · جندگی · خود فروشی · روسپی گری · روسپیگری · فاحشه گی · فحشا · قحبگی · مزدوری
-
زن خیابانی
-
فاحشه خانه
-
دیدگاههای فمینیستی درباره تنفروشی
-
تنفروشی کودکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن