ترجمه "prostrate" به فارسی

به خاک افتاده, دمر, درمانده بهترین ترجمه های "prostrate" به فارسی هستند.

prostrate adjective verb دستور زبان

Lying flat, facedown. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به خاک افتاده

    adjective

    Miss Honey ran forward and knelt beside the prostrate giant.

    دوشیزه هانی جلو دوید و کنار غول به خاک افتاده زانو زد و فریاد کشید

  • دمر

  • درمانده

    a mighty giant, lying prostrate

    غول عظیمی که درمانده و ناتوان افتاده،

  • ترجمه های کمتر

    • تسلیم
    • بیچاره
    • ذلیل
    • دمرو
    • فرومانده
    • (جلو کسی) خود را به خاک افکندن
    • (کاملا)تسلیم شدن
    • (گیاه شناسی) خزنده
    • از پا افتاده
    • از پا انداختن
    • از پا در آمده
    • از پا درآوردن
    • افتاده بر زمین (بر پشت یا بر شکم - دمر یا طاقباز)
    • به خاک افکندن
    • به پای کسی افتادن
    • بی دفاع
    • بیچاره کردن
    • خوابیده بر شکم
    • در حال سجده
    • در غلتیده
    • درمانده کردن
    • ذلیل کردن
    • زمین زدن
    • سجده کردن
    • فرو افکنده
    • ناتوان کردن
    • پیشانی بر خاک
    • پیشانی به خاک مالیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prostrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prostrate" با ترجمه به فارسی

  • استواري · افراشتگی · گياهان پيشايستا
  • رجوع شود به heat exhaustion · گرمازدگی
  • درماندگی (رجوع شود به prostrate) · ذلت · سجده · سجود
اضافه کردن

ترجمه های "prostrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه