ترجمه "prostitution" به فارسی
روسپیگری, تنفروشی, فحشا بهترین ترجمه های "prostitution" به فارسی هستند.
prostitution
noun
دستور زبان
Engaging in sexual activity with another person in exchange for compensation, such as money or other valuable goods. [..]
-
روسپیگری
nounhaving sex for profit
-
تنفروشی
having sex for profit [..]
-
فحشا
nounfor prostituting, to survive on the streets,
فحشا برای زنده ماندن در خیابانها،
-
ترجمه های کمتر
- جندگی
- قحبگی
- مزدوری
- بی مقدار سازی
- خود فروشی
- روسپی گری
- فاحشه گی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prostitution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prostitution" با ترجمه به فارسی
-
زن خیابانی
-
فاحشه خانه
-
دیدگاههای فمینیستی درباره تنفروشی
-
(به ویژه در مورد نویسنده و هنرمند) خود فروشی کردن · به فاحشگی واداشتن · بی مقدار کردن · جنده · جنده کردن · جندگی کردن · خود فروش · روسپی · روسپی گری کردن · فاجره · فاحشه · فاحشگی کردن · قحبه · لوند · لگوری · مزدور · مزدوری کردن · همجنس باز پولی · کشنحان · کنفاله · کونی · گلنده
-
تنفروشی کودکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن