ترجمه "protrudent" به فارسی
بیرون افتاده, جلو امده بهترین ترجمه های "protrudent" به فارسی هستند.
protrudent
-
بیرون افتاده
the whole of her tongue protruded from her mouth
زبانش کام لا از دهان بیرون افتاد
-
جلو امده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protrudent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "protrudent" با ترجمه به فارسی
-
برآمدگي
-
اصرار کردن · برامدگي داشتن · برقلیدن · بیرون زدن · جلو آمدن · جلو آمدگی داشتن · درجیب گذاردن · ورقلمبیدن · پلقیدن
-
برآمدگي
-
برآمدگي
-
برآمدگي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن