ترجمه "protrusile" به فارسی
(به ویژه در مورد اندام جانور مثلا خرطوم) بیرون زننده, شق کردنی یا شدنی (protrusible هم می گویند) بهترین ترجمه های "protrusile" به فارسی هستند.
protrusile
adjective
دستور زبان
Capable of being protruded. [..]
-
(به ویژه در مورد اندام جانور مثلا خرطوم) بیرون زننده
-
شق کردنی یا شدنی (protrusible هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protrusile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "protrusile" با ترجمه به فارسی
-
جلو امدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن