ترجمه "protrusion" به فارسی

برجستگی, برقلیدگی, ورقلمبیدگی بهترین ترجمه های "protrusion" به فارسی هستند.

protrusion noun دستور زبان

(uncountable) The act of protruding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برجستگی

    noun
  • برقلیدگی

  • ورقلمبیدگی

  • ترجمه های کمتر

    • پلقیدگی
    • کوهان
    • قوز
    • برآمدگی
    • تورم
    • ضربت
    • ورم
    • امتیاز
    • اخراج
    • اندام جلو آمده
    • بیرون زدگی
    • جلو آمدگی
    • هر چیز ورقلمبیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protrusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Protrusion
+ اضافه کردن

"Protrusion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Protrusion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "protrusion" با ترجمه به فارسی

  • برقلیده · بیرون زده · جلو آمده · رجوع شود به obtrusive · ورقلمبیده
اضافه کردن

ترجمه های "protrusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه