ترجمه "providing" به فارسی

(معمولا با: that) به شرط آنکه, مشروط بر اینکه, مگر بهترین ترجمه های "providing" به فارسی هستند.

providing noun verb دستور زبان

Present participle of provide. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (معمولا با: that) به شرط آنکه

  • مشروط بر اینکه

    To establish an indigenous arms industry is not difficult, providing it is kept basic.

    استقرار صنایع اسلحهسازی محلی شکل نیست، مشروط بر اینکه در حد بنیانی و پایه نگه داشته شود.

  • مگر

    conjunction adposition

    Their providence that sheltered me beneath this very roof?

    مگه مشيت اونا نبود که منو به اين خونه آورد ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " providing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Providing
+ اضافه کردن

"Providing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Providing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "providing" با ترجمه به فارسی

  • احتیاطکارانه · ازروی مال اندیشی
  • ارائه دهنده بازی
  • وجوه احتیاطی موارد خاص – وجوه احتیاطی خارج از شمول
  • آینده نگر · در فکر آتیه · دور اندیش · صرفه جو · مآل اندیش · محتاط · پیرانگر
  • صندوق تامین آتیه
  • وجوه حاصل از عملیات
  • (با: for یا against) تدارک دیدن · (با: with) در اختیار گذاشتن · (روزی) رساندن · (قانون و غیره) تصریح کردن · آمادن · آماده کردن · تامين كردن · تامین کردن · تهيه ديدن · تهیه کردن · در دسترس گذاشتن · فراهم کردن · فرنمود کردن · قید کردن · پیش آماد کردن · پیش بینی کردن
  • نقطه تماس بینالمللی
اضافه کردن

ترجمه های "providing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه