ترجمه "puffiness" به فارسی

گوشتالویی, دبدبه, جلوه وشکوه بهترین ترجمه های "puffiness" به فارسی هستند.

puffiness noun دستور زبان

The state or quality of being puffy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشتالویی

  • دبدبه

    noun
  • جلوه وشکوه

    noun
  • پف کردگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puffiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "puffiness" با ترجمه به فارسی

  • ورم پریاربیتال
  • (هوا و دود و غیره) پف دار · باد کرده · بادکرده · خیکی · نفس نفس زنان · هن هن کنان · وزنده · پر باد · پفی · چاق
  • (هوا و دود و غیره) پف دار · باد کرده · بادکرده · خیکی · نفس نفس زنان · هن هن کنان · وزنده · پر باد · پفی · چاق
  • (هوا و دود و غیره) پف دار · باد کرده · بادکرده · خیکی · نفس نفس زنان · هن هن کنان · وزنده · پر باد · پفی · چاق
اضافه کردن

ترجمه های "puffiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه