ترجمه "pug" به فارسی

پاگ, کندن, (برای کوزه گری و غیره) گل مالیدن بهترین ترجمه های "pug" به فارسی هستند.

pug verb noun دستور زبان

Any compressed clay-like material mixed and worked into a soft, plastic condition for making bricks, pottery or for paving. (Also pug soil) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاگ

    dog breed

  • کندن

    noun
  • (برای کوزه گری و غیره) گل مالیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی) مخفف : pugilist
    • (نوعی سگ کوچک و کوته موی که پیشانی چروکیده دارد) پاگ
    • با گل یا ملاط پر کردن
    • جای پای حیوان
    • دنبال جای پا رفتن
    • ردپا گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pug

Pug (fictional character)

+ اضافه کردن

"Pug" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pug در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pug"

عباراتی شبیه به "pug" با ترجمه به فارسی

  • خاک اره یا چیز دیگری که فضایی راباان پرکنندتاصدادران نه پیچد
  • بینی کوتاه و سربالا
  • کندن
اضافه کردن

ترجمه های "pug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه