ترجمه "puriform" به فارسی

تصفیه کردن, پالودن, تطهیر کردن بهترین ترجمه های "puriform" به فارسی هستند.

puriform adjective دستور زبان

In the form of pus.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصفیه کردن

  • پالودن

    Verb
  • تطهیر کردن

  • ترجمه های کمتر

    • پاک کردن
    • چرک مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puriform " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "puriform" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه