ترجمه "purify" به فارسی

پالودن, پاک کردن, ويراستن بهترین ترجمه های "purify" به فارسی هستند.

purify verb دستور زبان

To cleanse (something), or rid (it) of impurities [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پالودن

    verb

    cleanse something of impurities

  • پاک کردن

    verb

    We purified him so that he could be saved.

    رستگار شد کسی که آن نفس را پاک کرد.

  • ويراستن

    To correct and eliminate errors, make information precise, etc.

  • ترجمه های کمتر

    • پیراستن
    • (با: of یا from) رجوع شود به to purge
    • (متن و غیره) حک و اصلاح کردن
    • به صورت اصلی برگرداندن
    • تزکیه کردن
    • تصفیه کردن
    • تطهیر کردن
    • تمیز کردن
    • خالص کردن
    • سره کردن
    • صافی کردن
    • مطهر کردن
    • وش کردن
    • پالایش کردن
    • پاکسازی کردن
    • پاکیزه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "purify"

عباراتی شبیه به "purify" با ترجمه به فارسی

  • آب یونزدوده
  • تطهير كننده
  • دستگاه تصفیه هوا
  • تطهیر کننده · پالاینده
  • تصفیه شده · صاف شده · صاف کرده · پالوده · پاک کرده
  • تطهیر کننده · پالاینده
  • تطهیر کننده · پالاینده
  • تطهير كننده
اضافه کردن

ترجمه های "purify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه