ترجمه "pushy" به فارسی

پررو, سرتق, سمج بهترین ترجمه های "pushy" به فارسی هستند.

pushy adjective دستور زبان

Aggressively ambitious; overly assertive, bold or determined. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پررو

  • سرتق

  • سمج

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مبرم
    • مصر
    • با زور
    • تحمیل گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pushy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pushy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه