ترجمه "pusillanimous" به فارسی
ترسو, بزدل, جبون بهترین ترجمه های "pusillanimous" به فارسی هستند.
pusillanimous
adjective
دستور زبان
Showing ignoble cowardice, or contemptible timidity [..]
-
ترسو
adjective -
بزدل
There are such women, and they will love you just as readily as any pusillanimous product of bourgeois sheltered life.
چنین زنانی وجود دارند و تو را به اندازهی هر یک از این دستپروردگان بزدل بورژوازی خواهند پرستید
-
جبون
-
کم جرات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pusillanimous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pusillanimous" با ترجمه به فارسی
-
بزدلی · ترسوسس · جبن · کم جراتی · کم دلی
-
ازروی جبن · ازروی کم دلی یا بزدلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن