ترجمه "puss" به فارسی

پیشی, چهره, گربه بهترین ترجمه های "puss" به فارسی هستند.

puss noun دستور زبان

(informal) A cat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشی

    noun
  • چهره

    noun
  • گربه

    noun

    after all, im just a big fat wuss puss

    بهرحال من كه فقط يک گربه چاق احمقم

  • ترجمه های کمتر

    • دخترک
    • پوز
    • عنق
    • ملوس
    • چرک
    • چاک
    • دهان
    • کس
    • صورت
    • (خودمانی)
    • (زبان کودکان) گربه
    • (محبت آمیز) دختر
    • پک و پوز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "puss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه