ترجمه "put in" به فارسی
انبار کردن, اندوختن, ذخیره کردن بهترین ترجمه های "put in" به فارسی هستند.
put in
verb
دستور زبان
(transitive) To place inside. [..]
-
انبار کردن
verb -
اندوختن
verb -
ذخیره کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- قطع کردن صحبت
- مداخله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " put in " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "put in" با ترجمه به فارسی
-
آراستن · مرتب کردن · منظم کردن
-
انجام دادن کاری که نباید انجام بدهی
-
وارده
-
داوطلب شغلی شدن
-
سفارش کسی را کردن
-
آراستن · مرتب کردن · منظم کردن
-
آراستن · مرتب کردن · منظم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن