ترجمه "quit" به فارسی
رها, رفتن, دست کشیدن بهترین ترجمه های "quit" به فارسی هستند.
quit
verb
noun
دستور زبان
(transitive, archaic) To pay (a debt, fine etc.). [..]
-
رها
adjectiveIf he wants to quit, we can find another captain.
اگر خواست اینکار را رها کند، میتوانم کاپیتان دیگری بیابیم.
-
رفتن
Verb verbTo go away from a place.
I felt so sure of his being quite gone from Bath.
تقریبا مطمئن شده بودم که از بث رفتن.
-
دست کشیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- آزاد
- برابر
- گرفتن
- (انجام کار یا عادت و غیره را) ول کردن
- (بدهی یا منت) بازپرداخت کردن
- (خود را از گیر ترس و غیره) رها کردن
- (شغل خود را) ول کردن
- (قدیمی) رفتار کردن
- (محلی را) ترک کردن
- ادامه ندادن
- استعفا دادن
- انکار کردن
- بس کردن
- بی حساب
- ترک کردن
- جبران کردن
- رهسپار شدن
- عزیمت کردن
- فارغ کردن
- موقوف شدن
- ول کردن
- پایین آمدن
- پس دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quit
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Quit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Quit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "quit"
عباراتی شبیه به "quit" با ترجمه به فارسی
-
تحرک غیر ارادی شغل
-
توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
ترک خدمت؛ ترک کار
-
انتقام گرفته · برابر · بی حساب · تلافی شده · نه بدهکار نه بستانکار
-
به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
-
به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
-
به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
-
به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن