ترجمه "quits" به فارسی

انتقام گرفته, برابر, بی حساب بهترین ترجمه های "quits" به فارسی هستند.

quits adjective verb

Third-person singular simple present indicative form of quit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقام گرفته

  • برابر

    adjective

    I quite understand that you and I cannot be put on a level, of course.

    بت و اعتماد دارم و به خوبی درمییابم که نمیتوانند مرا برابر تو بدانند.

  • بی حساب

  • ترجمه های کمتر

    • تلافی شده
    • نه بدهکار نه بستانکار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quits " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "quits" با ترجمه به فارسی

  • (انجام کار یا عادت و غیره را) ول کردن · (بدهی یا منت) بازپرداخت کردن · (خود را از گیر ترس و غیره) رها کردن · (شغل خود را) ول کردن · (قدیمی) رفتار کردن · (محلی را) ترک کردن · آزاد · ادامه ندادن · استعفا دادن · انکار کردن · برابر · بس کردن · بی حساب · ترک کردن · جبران کردن · دست کشیدن · رفتن · رها · رهسپار شدن · عزیمت کردن · فارغ کردن · موقوف شدن · ول کردن · پایین آمدن · پس دادن · گرفتن
  • تحرک غیر ارادی شغل
  • توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
  • ترک خدمت؛ ترک کار
  • به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
  • به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
  • به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
  • به درستی · به راستی · بی گمان · تا اندازه ای · خیلی · درست · صد در صد · نسبتا زیاد · واقعا · کاملا
اضافه کردن

ترجمه های "quits" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه