ترجمه "quite" به فارسی

کاملا, خیلی, درست بهترین ترجمه های "quite" به فارسی هستند.

quite noun adverb interjection دستور زبان

(manner) Completely; wholly; entirely; perfectly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاملا

    adverb

    Not quite, but it's not gonna take me long.

    نه کاملا ، اما کامل کردنش زياد طول نمي کشه.

  • خیلی

    adjective adverb

    You know, we do it in quite a different way there.

    میدونی ، ما روش کارمون توی اروپا با اینجا خیلی فرق داره.

  • درست

    adjective

    With practice we might do something quite clever.

    شاید با این زحمت، میتوانستیم یک چیز بامعنیتری را درست کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • واقعا
    • به درستی
    • به راستی
    • بی گمان
    • تا اندازه ای
    • صد در صد
    • نسبتا زیاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "quite" با ترجمه به فارسی

  • (انجام کار یا عادت و غیره را) ول کردن · (بدهی یا منت) بازپرداخت کردن · (خود را از گیر ترس و غیره) رها کردن · (شغل خود را) ول کردن · (قدیمی) رفتار کردن · (محلی را) ترک کردن · آزاد · ادامه ندادن · استعفا دادن · انکار کردن · برابر · بس کردن · بی حساب · ترک کردن · جبران کردن · دست کشیدن · رفتن · رها · رهسپار شدن · عزیمت کردن · فارغ کردن · موقوف شدن · ول کردن · پایین آمدن · پس دادن · گرفتن
  • تحرک غیر ارادی شغل
  • توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
  • ترک خدمت؛ ترک کار
  • انتقام گرفته · برابر · بی حساب · تلافی شده · نه بدهکار نه بستانکار
  • (انجام کار یا عادت و غیره را) ول کردن · (بدهی یا منت) بازپرداخت کردن · (خود را از گیر ترس و غیره) رها کردن · (شغل خود را) ول کردن · (قدیمی) رفتار کردن · (محلی را) ترک کردن · آزاد · ادامه ندادن · استعفا دادن · انکار کردن · برابر · بس کردن · بی حساب · ترک کردن · جبران کردن · دست کشیدن · رفتن · رها · رهسپار شدن · عزیمت کردن · فارغ کردن · موقوف شدن · ول کردن · پایین آمدن · پس دادن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "quite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه