ترجمه "rack" به فارسی

قفسه, رگال, شکنجه بهترین ترجمه های "rack" به فارسی هستند.

rack Verb verb noun دستور زبان

A series of one or more shelves, stacked one above the other [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفسه

    noun

    series of shelves

    Grunting, I grab hold of the edge of the rack and pull.

    با صدای خر خر نفس میکشم، لبه قفسه را میگیرم و هلش میدهم.

  • رگال

    frame for hanging objects

  • شکنجه

    noun

    A man will say anything on the rack to make it end.

    در واقع یه مرد وقتی به یوغ میبندنش حاضره هر چی بگه تا از شکنجه خلاص بشه

  • ترجمه های کمتر

    • عذاب
    • طاقچه
    • رف
    • شدت
    • جابست
    • آخور
    • رفه
    • آزردن
    • حدت
    • الم
    • ( به ویژه در مورد کرایه ی منزل) اجحاف کردن
    • (آلت شکنجه برای کشیدن بدن و پاره کردن مفصل ها) چرخ شکنجه
    • (ابر) بادآورد
    • (ابر) بادبری کردن
    • (با چرخ یا غلتک)شکنجه کردن
    • (به ویژه گوسفند یا خوک) گوشت گردن
    • (جانور) دو شاخ
    • (در بیلیارد و غیره) رک
    • (سخت) درد کردن
    • (سقف اتوبوس وماشین سواری و غیره) باربند
    • (شراب یا آب میوه و غیره را) از درده جدا کردن
    • (شرایط) تحمیل کردن
    • (غیر منصفانه اجاره را) بالا بردن 5
    • (مثلا در اثرتوفان) زیر و رویی
    • (مکانیک) میله ی دنده دار
    • (چاپخانه) جعبه ی حروف
    • (گوسفند) گوشت دنده
    • آسانسور اتومبیل ها
    • با باد بردن (ابر)
    • توده ی ابر باد آورده
    • جا -
    • رنج 3
    • رنج دادن 4
    • زجر دادن
    • ستهمی 2
    • سینی حروف
    • شکنجه کردن
    • شکنجه ی روحی
    • صفحه دنده
    • عذاب دادن
    • غلتک شکنجه
    • متالم کردن
    • میل دنده
    • ویران سازی
    • پشت مازو
    • چرخ دنده با شعاع بی نهایت
    • چرخ دنده ی شانه ای (رجوع شود به تصویر: gear) 0
    • یک جفت شاخ 1
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rack " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rack
+ اضافه کردن

"Rack" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rack در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rack"

عباراتی شبیه به "rack" با ترجمه به فارسی

  • رگال · قفسه ای برای نگه داری پیپ
  • (کرایه ی خانه وغیره) اجاره ی اجحاف آمیز (کرایه ای که مبلغ سالیانه ی آن تقریبا برابر قیمت ملک است) · اجاره ی غیرمنصفانه تحمیل کردن · اجاره ی گزاف
  • باربند
  • تاقچه
  • صاحبخانه ای که اجاره ی گزاف می گیرد · مستاجری که اجاره ی گزاف می دهد
  • سخت · عذاب دهنده
  • offering services or goods at low cost because of avoidance of expensive interior decoration, as by displaying clothing for sale on plain pipe racks.
  • اعصاب خرد کن · پردغدغه · کوشا
اضافه کردن

ترجمه های "rack" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه